Design By : arashchichak
دى 1392 | آنايوردوم
یاشاسین آذربایجانیم
آنايوردوم
من محبت يوللارينا جان قويماغا يارانميشام
شنبه 21 دی 1392 :: نويسنده : ييلماز���
+0 به يه ن

در حركتي روي پنجه پا مي ايستيم سپس قدرت را از نوك پا گرفته و به طرف سينه مي كشيم و آن را داخل سينه حبس ميكنيم.

شكم را داخل كشيده و سينه را جلو نگه ميداريم. دستها را باز و سر را بالا نگهداشته به طرف جلو نگاه مي كنيم.

علت ايستادن روي پنجه داشتن قامتي كشيده و سرعت عمل بالا ميباشد.

جلو بودن سينه نشانگر سپر براي دفاع از خاك و ناموس ميباشد.

دستهاي باز نشانگر آزادي و تمايل به پرواز است.

سر را بالا نگه ميداريم تا نشان دهيم ملتي هميشه سربلند هستيم.

طريقه باز نگه داشتن دستها بدين صورت ميباشد كه در سه زاويه مختلف حتما بايد ۹۰ درجه باشد.

رقص تركان الهام گرفته ازتاريخ، رياضي(هندسه)، ادبيات، هنر(نقاشي) و فولكور ميباشد.

 

رقص ساري گلين كه تصور مي شود از داستان دختر عاشقي گرفته شده است در اصل مربوط به دختري بوده كه در راه آزادي ملتش مبارزه ميكرده و تمامي حركات اين رقص مثل تمام فيگورهاي رقصهاي ديگر آذربايجان معنا و مفهوم خاصي دارد .

ساري گلين با چشمه و خورشيد درددل ميكرده است و اين در حركات رقص مشهود است. و يا مثلا فيگور درآوردن گل از شانه و كمر و بلند كردن آن بطرف آسمان نشان از شكرگذاري بخاطر زيباييهاي بدن انسان است و يا سينديرما علامت هيزم شكستن مي باشد. (دكتر سيد علي سلامت )



بؤلوم :


پنجشنبه 19 دی 1392 :: نويسنده : آرش چيچك���
+0 به يه ن

سويرم سني , ديوانا كيمين اودلان يانما , پروانا كيمين قراريم وطن , ويقاريم وطن سوگليم وطن , نيگاريم وطن سوگليم وطن , نيگاريم وطن , بيتانم اوزوم كيمين سوريم سني من گوزوم كيمين سوريم سني من بو جان سنين بير وطنين وطن بيتانم اوزوم كيمين سوريم سني من گوزوم كيمين سوريم سني من بو جان سنين بير وطنين وطن بيتانم گوزلريم كيمين سويرم سني اوز قوجاقندا بتدين بني ايرلا بيلمم سن كيمي اوردان سن سيز ياشامام اولرم اينان ايرلا بيلمم سن كيمي اوردان سن سيز ياشامام اولرم اينان سن سيز ياشامام اولرم اينان بيتانم اوزوم كيمين سوريم سني من گوزوم كيمين سوريم سني من بو جان سنين بير وطنين وطن بيتانم اوزوم كيمين سوريم سني من گوزوم كيمين سوريم سني من بو جان سنين بير وطنين وطن سني من





بؤلوم :


دوشنبه 9 دی 1392 :: نويسنده : ييلماز���
+0 به يه ن

اشاره : هدف برزگ دشمنان و فرهنگ ستيزان ايجاد تفرقه در ميان ملت هاي بزرگ، و كوچك كردن آنهاست كه داراي ريشه و تاريخ ديرينه دارند.  وقتي كه انسان از ريشه جدا شد بي هويت مي شود، وقتي كه بي هويت شد ناتوان مي شود و ديگران را از خود برتر مي پندارد و به داشته و گفته هاي آنها ايمان مي آورد، از خود بيگانه مي شود. در اين موقع خصوصيات آسيميله و بي هويي بروز كرده، ايمان مي آورد كه بي چيز است.  

آسيميلاسيون

وقتيكه يك فرد تورك بي هويت شد و خود را از مليت تورك جدا كرد. شوونيسم ها فردا از او خواهند پرسيد: تاريخ تو كدام است؟ ريشه تو در كجاست؟ ما تاريخ 2500 ساله داريم، توكيستي ؟ تو آذري هستي نه تورك! زبان ترا مغولها تغيير داده اند!

فرد آسيمله شده جوابي نخواهد داشت. زيرا در تاريخ ريشه براي "آذر"ي تعريف نشده است. اين فقط توركان هستند كه تاريخ 7000 ساله دارند. و چون اين افراد از اين تاريخ بريده، شوونيسم را از خود غني تر،قوي تر، تاريخي تر و ...خواهند ديد و در اينجاست كه به كل خود را نهي خواهند كرد. و چاره اي جز بردگي و اطاعت پذيري نخواهند داشت.

ربان ما توركي است

ما بايد بدانيم كه تورك، تورك است. چه از نوع آزربايجاني، خوراساني، قاشقايي ، تركيه اي، ازبكستاني، قيرقيزستاني و ... باشد و يا حتي از نوع تهراني . همه اين توركان تاريخ، فرهنگ و زبان يكسان دارند. زبان مان توركي است و هريك زيرمجموعه اي از ملت بزرگ تورك هستيم. جدا كردن اينان با هر لقب و نام كه باشد آب به آسياب دشمن ريختن است و بس!!.

بنابراين جايگزين كلمه "آذر"ي به جاي كلمه"توركي" هدف دشمنان است، اين هدف برنامه ريزي شده و داراي استراتژي دراز مدت است، هدف آن كندن ريشه توركان است اين هدف جز خشكاندن ريشه توركان پي آمدي ديگر نخواهد داشت. آگاهي ملت تورك و بخصوص انديشمندان و دانش پژوهان اين مردم ترفند و پاتك دشمنان را مي تواند خنثي سازد.

 

 نگاررش كلمه "آذري " از نظر دستور زبان توركي

حال از لحاظ زبان نگارش يعني دستور زبان،كلمه "آذر"ي را مورد بررسي قرار دهيم. ما نمي گويم كه اين كلمه توركي است يا خير، حهت تاييد و يا رد اين قضيه بايد به قوانين نگارشي زبان توركي (دستورزبان) توجه شود، هر چه اين قوانين بگويد آن درست است.

اين مورد نه تنها در زبان توركي بلكه در تمام زبانهاي دنيا مصداق دارد! زيرا هر ملتي در دنيا داراي يك وسيله ارتباطي است و آن وسله ارتباطي زبان ملت است. هر زباني كه داراي دستورات نگارشي باشد مي توان آن را بعنوان يك زبان مستقل تلقي كرد در غير اين صورت، يعني داراي بودن فقط گويش مي توان گفت آن ملت داراي زبان نبوده بلكه يك لهجه دارند.

گفتار و نگارش هر زبان كلي باهم متفاوت هستند. مثلاٌ در گفتگوي زبان فارسي به تهران مي گويند تهرون، به آمدم مي گويند اومدم و ... 

اماچيزي كه درست تر است نگارش اين كلمات است. اين قضيه در زبان هاي ديگر نيز صدق مي كند. زبان توركي نه تنها از اين قانون مستثني نيست بلكه بسيار غني و ريشه دار و تكميل تر است .

در زبان توركي مثل زبانهاي ديگر كلماتي هست كه از ديگر زبانها به عاريت گرفته شده اند!!! اينها در گويش كاربرد دارند اما وقتيكه به نگارش درآيند بايد از دستور زبان توركي پيروي كنند.

در توركي 8 حرف وجود دارد كه از عربي وارد زبان ما (توركي)شده است، اين حرفها در نگارش هيچ وقت كاربرد ندارند، يكي از آن حرفها، حرف "ذ" مي باشد.

بنابر دستور زبان توركي وقتي كه در نگارش به اين حرف مي رسيم،  آن حرف بايد جاي خود را به حرف"ز" دهد. لذا بنابر قوانين زبان توركي در هنگام نگارش، كلمه "آذر"ي، بايد به صورت "آزري" نوشته شود.

قانون ديگر زبان توركي، قانون هماهنگي اصوات است. طبق اين قانون اگر اولين حرف صدار دار كلمه اي از گروه قالين باشد، حروف صدا دار بعدي نيز بايد از همين گروه باشد و برعكس. هر كلمه كه در اين قانون بگنجد ريشه توركي دارد، در غير اين صورت ريشه كلمه عاريت شده است. حال ببينيم وضعيت كلمه "آذر"ي در اين قانون چگونه است، ريشه اين كلمه از كجاست، آيا كلمه كاملاً توركي است ؟يا خير .

چون اولين حرف اين كلمه از حروف صدادار و قالين مي باشد بنابراين بايد نوشته شود "آزاري"، "Azarı"، نه آذري "azəri". پس كل كلمه از منظر اين قانوان غلط است، يعني اين قانون مي گويد كلمه مد نظر توركي نيست. و آز آنجا كه در زبان توركي كلمه بنام "آذر" با حرف"ذ" وجود ندارد لذا بيان اين كلمه هم در گويش و هم  در نگارش توركي غلط و بي پايه و اساس است.

قوم "آس" يا "آز"

در تاريخ توركان قومي بوده بنام " آس" كه در مناطق شرق توركيه امروزي زندگي مي كردند. بعد از هجوم اعراب و تسلط آنان بر توركان " آس" و قبول دين اسلام به عنوان دين رسمي از طرف اين قوم كلمه " آس" به " آذ " تغيير داده شده كلمه" آس " در زبان توركي بمعناي قوم سلحشور مي باشد.

ازطرفي چون "كلمه آزربايجان " يك كلمه تركيب شده از چندكلمه كاملاً توركي است طبق بررسي ذيل:

 كلمه  (آزر)در تركي باستان پسوند (ار) به آخر اسم مي چسبيده و شخص را منتصب به آن مي كرد. مثلا آز + ار: يعني شخصي كه از قوم آز است.

"آز" به عبارت درست تر "آس " نام قومي است كه در شمال غربي ايران و شرق تركيه سكونت و حكمراني داشتند. همانطور كه در مطالب فوق نيز اشاره شده است.


و كلمه " باي “(بئي) در زبان تركي به معني غني، صاحب، سرور،  توانا و مقتدر است.

همچنين كلمه "جان “  يا "گان" پسوند مكان ساز است و در زبان تركي نشان دهنده جا، مكان و محل هاي جغرافياي است. اين پسوند بعد از ورود اعــراب از "گان" به "جان" تبديل شده است. بنــابراين " آزربايجان "به معني محل زندگي قوم تواناي "آس" يا" آز" مي باشد. لذا حتي يك به هزار هم تصور كنيم كه كلمه "آذر" توركي است، بنابردلايل فوق نمي تواند جايگزين مناسب براي كلمه "آزربايجان"باشد. زيرا از يك طرف "آزربايجان" يك كلمه تركيبي است كه هر كدام از تركيبات آن معنا و مفهوم جداگانه دارند و از طرف ديگر "آذر"ي يك كلمه دم بريده است كه معني و مفهوم ادبي آن از لحاظ دستور زبان، يعني منصوب به "آذر"است كه ما در تاريخ توركان نه محلي بنام "آذر" داشتيم و نه شخص يا قومي!!! و اين كلمه دم بريده معناي كامل آزربايجان را از منظر بيان مغدوش مي كند. گماردن كلمه نادرست "آذر"ي بجاي "آزربايجان"يا تورك "آذر"ي خطاي نابخشودني است !!!

 

كلمه"آذر"ي از نگاه دستور زبان فارسي

كلمه"آذر"ي از نگاه دستور زبان فارسي نيز قابل بحث است. به ما در دوران تحصيل ياد داده اند كه اگر حرف"ي" به آخر كلمه اضافه شود آن كلمه صفت نسبي است، و صفت نسبي آن است كه كسي يا چيزي را بجايي نسبت دهند. وقتي كه گفته مي شود: تبريزي، تهراني، قرمزي، صورتي يعني كسي يا چيزي را به اين مكانها "محل هاي جغرافيايي كه وجود دارد"و رنگها (كه وجود دارند) را نسبت داده ايم. لذا از نگاه دستور زبان فارسي از تئوريسين هاي نظريه "آذر"ي بايد پرسيد:

- " آذر" كجاست؟ كه شما " آذر"ي شده ايد؟.

مخفف سازي نامناسب 

 بحث ديگر مخفف سازي براي واژه ها و كلمات طولاني است. براي ساختن يك مخفف براي كلمات بزرگتر حتما مي دانيد كه بايد يك سري قوانين را رعايت كرد. هردم بيلي كه نمي شود كلمه درست كرده و به خورد مردمان داد. به اين واژه ها دقت كنيد:

1- كلمه (United + States) چون از دو كلمه متفاوت يعني داراي معناني مختلف تشكيل شده مخفف آن (US) گرديده است

2-  كلمه (ir+an) مخفف آن (ir) شده است .

3- كلمه (رحمت ا... عليه) مخفف آن (ره) شده است

حال چگونه است كلمه آزربايجان كه خود از سه كلمه  با معناي متفاوت تشكيل شده است داراي مخفف نامناسب داشته باشد ؟

آزربايجان (آزر+ باي + جان ) مخفف آن شده "آذر"ي ، پس "جان" كجا رفت؟!!!.

حتي داشتن يك همچون نام (آزربايجان)را نيز براي ما زيادي مي بينند. ما بهتر و زيباتر نيست بجاي "آذر"ي يم ، بگويم آزربايجاني هستم، تورك آزربايجانم، افتخار مي كنم توركم و آزربايجاني هستم؟

اين جملات مدنيت، تاريخ، و... ما را بيان مي كنند، اما "آذر"ي خير، بهتر است با دستان خود تيشه به ريشه خود نزنيم.

بايد بدانيم كه اين مرزها و محل زندگي نيست كه هويت را تعريف مي كند، بلكه اين هويت است كه مرزها را مشخص مي سازد. ساختن اسامي جعلي بر مردمان، سياست استعماگران است تا به راحتي توان كنترل آنها را داشته و بتوانند براحتي بر آنان حكومت كنند. وقتي كه فردي اظهار مي كند "من تهراني هستم " يا "مشهدي" هستم كسي نمي تواند بگويد آن فرد حتما" فارس" است اما وقتي كه مي گويد من"فارس" هستم مي توان گفت ايشان مي تواند تهراني، اصفهاني، شيرازي، يا يكي از مناطق فارس نشين باشد. انتساب كلمه "آذر"ي به جاي "تورك" و يا " آزربايجاني" باعث جدا افتادن ما از دنياي تورك خواهد شد.

 به آذربايجاني "آذري" اطلاق نمي شود.

نتيجه مهمي ديگر اينكه آذري خطاب كردن تركان آذربايجان كار درستي نمي باشد. اگر بخواهيم آذري را خلاصه شده آذربايجاني بدانيم در آنصورت بايد به خراساني بگوييم خُري! بعبارت ديگر همانطوريكه به خراساني، خُري، به رفسنجاني، رَفي، به اصفهاني، اِصي و به لاريجاني، لاري نمي گويند، به آذربايجاني نيز آذري اطلاق نميشود..

بنابراين، هر كس در هر منزلت و مقامي كه باشد و بخواهد از اين كلمه دانسته يا ناداسته استفاده كنند مطمين باشيد منفور تاريخ خواهد شد، و سيلي سختي خواهد خورد، و چون كسروي در نهايت توبه نامه خواهد نوشت هر چند كه تاوانش را ملت تورك خواهد داد.

من توركم، آذري يوخ

 





بؤلوم :




یارپاق لار :    1  
بلاقا گؤره


بؤلوم لر
 
یولداش لار
 
باغلانتی لار
 
یارپاق لار
آختاریش

سایغاج
ایندی بلاق دا :
بوتون گؤروش لر :
بو گونون گؤروشو :
دونه نین گؤروشو :
بو آیین گؤروشو :
باخیش لار :
یازی لار :
یئنیله مه چاغی :